الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

مقدمة 19

الغدير ( فارسي )

در خور پشتگرمى نيست تا چه رسد كه در لابه لاى آن برترىهائى براى خودش نيز در برداشته و گذشته از آن ؛ با نوشته‌هاى چون و چرا ناپذير تاريخ شناسان ناسازگار باشد چون وى - به گفتهء خودش - در گير و دار خيبر - ماه صفر از سال هفتم هجرت - براى نخستين بار به همراهان پيامبر پيوست و به دنبال ايشان رهسپار مدينه شد ، سپس در ذيقعدهء سال هشتم از آن شهر كوچ كرده راه بحرين در پيش گرفت و در همان سامان ماند تا روزگار جانشينى عمر . پس وى بر رويهم بيش از يكسال و نه ماه ، آمد و رفت نزديك با پيامبر نداشته و افزون بر آن را از پيش خود بافته و نشايد گردن نهاد ( 1 ) و - لغزشهاى چاپى و افتادگىهاى گيج كننده اى نيز بود كه به راهنمائى استاد دانشور - آقاى محمد باقر بهبودى - ( 2 ) يا به كمك نگاشته‌هاى ديگر ( 3 ) درست شد و اكنون نيز چند نمونه را كه در جاى خود به چشم نيامد ياد آورى مىكنم : 1 - درگذشت بو نعيم سپاهانى در سال 430 روى داده ( بنگريد به ج 1 ص 180 از برگردان پارسى غدير ) نه در سال 340 كه در ص 34 از همين جلد به پيروى از الغدير ج 7 ص 11 ياد كرده‌ايم . 2 - نام ابو عبد الرحمن پسر مخلد اندلسى در ص 240 تقى نوشته شده با آنكه بقى درست است ( بنگريد به « معجم الادباء فرهنگ نامهء دانشمندان » از ياقوت

--> ( 1 ) « بازرگان حديث » ص 31 ، 58 تا 64 ، 226 كه با بهره بردارى از ارزنده ترين رويداد نامه‌ها راه را براى رسيدن به برداشتهاى بالا هموار ساخته است . ( 2 ) بنگريد به زير نويس ص 305 و 208 و 21 و 66 و 120 و 135 و البته يارىهاى بزرگوارانهء استاد بهبودى در سر و سامان گرفتن اين مجلد از برگردان پارسى چندان بسيار است كه تنها با شماره كردن آنها « مثنوى هفتاد من كاغذ شود » تا چه رسد كه بخواهم زبان به سپاسگزارى نيز بگشايم و گفتار خام و بىارزش خود را بهاى آن همه آموزشها شناسم ، پس همان به كه اسب لنگ سخن را در فراخنائى چنين به گستاخى واندارم و نارسائى واژه‌ها را در نماياندن احساسات درونىام پوزشى براى همهء كوتاهىها بياورم . ( 3 ) بنگريد به زير نويس ص 205 و 261 .